تصمیمی که باید گرفته شود...
زندگی ام تبدیل به مغازه ای مملو از تابلوهای مختلف شده... تصمیم دشواری است برایم انتخاب یکی از این همه تابلو ، وقتی که با دستی بر سینه مقابلشان می ایستم و به آنها خیره می شوم... شاید بهتر باشد از مغازه بیرون بروم دوری بزنم و بعد... شاید بعدآ بتوانم تصمیم بگیرم...
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۸۷ ساعت 0:58 توسط پریسا
|